دقیقا یک سال و دوماه از اخرین نوشتم میگذره برگام چقدر زود میگذره چه پاییز اشغالیه ایران نفرین شده بارون نمیاد و جنگ شد آب نداریم
زندگیم خیلی بالاپایین داره تو حیطه کار و احساس . حوصله هیچ کاری ندارم بالاخره تونستم از رابطه نصفه نیمه با دوست پسر تو امریکام بگذرم و تموم کنم بعد از سه سال .. خیلی کمتر حرف میزنیم افسردگیم تقریبا برگشته به خاطر کارم به خاطر تعدیل های پشت سرهمم و درجا زدنم
به خاطر تنهاییم و پیدا نکردن پارتنر مورد علاقم ... دلم میخواد بمیرم ... حوصله هیچ کاری ندارم . تنها چیزی که روش موندم باشگاه رفتنه که فقط اونه یکم حس خوب میده .
گه تو این زندگی که من دارم
برچسب:
نویسنده: یاسین خلیلی