دقیقا یک سال بود اینجا ننوشته بودم ، راستش یه موقع هایی کلا یادم میرفت همچین وبلاگی درست کرده بودم ، با دوست پسرم در ارتباطیم هر روز هیچ چیز بینمون عوض نشده فقط من دیگه دیت میرم و اون به گفته خودش این دو سال هیچ دیتی نرفته ، هیچ سکسی هم نداشته باورش میکنم چون 24 ساعت زندگیشو خبر دارم . هیچ پسری تو این دو سال نتونست حس و امن بودن و آرامش ذهنی از خیانت نکردنش ( کاری به اون قسمت دبی بودنش ندارم ) بهم بده .
برچسب:
نویسنده: یاسین خلیلی
دقیقا یک سال و دوماه از اخرین نوشتم میگذره برگام چقدر زود میگذره چه پاییز اشغالیه ایران نفرین شده بارون نمیاد و جنگ شد آب نداریم زندگیم خیلی بالاپایین داره تو حیطه کار و احساس . حوصله هیچ کاری ندارم بالاخره تونستم از رابطه نصفه نیمه با دوست پسر تو امریکام بگذرم و تموم کنم بعد از سه سال .. خیلی کمتر حرف میزنیم افسردگیم تقریبا برگشته به خاطر کارم به خاطر تعدیل های پشت سرهمم و درجا زدنم
به خاطر تنهاییم و پیدا نکردن پارتنر مورد علاقم ... دلم میخواد بمیرم ... حوصله هیچ کاری ندارم . تنها چیزی که روش
برچسب:
نویسنده: یاسین خلیلی
برچسب:
نویسنده: یاسین خلیلی
برچسب:
نویسنده: یاسین خلیلی